تبليغاتX
ساز و آواز

ساز و آواز

شعر و موسیقی

تفکیک عشق از کثافت !

قدما معتقد بودند که " امروزه هر چیزی که ارزش گفتن ندارد به صورت ترانه خوانده می شود . "

توجه فرمایید که تازه قدما در زمانی چنین نظرات نغزی را ابراز می کردند که ترانه سرا می فرمود :

 

 جای آن که عاشق زار تو باشم

آرزو دارم عزادار تو باشم

 

اعتراضشان هم بابت این بود که جایی که شاعر کلاسیک بدون پیش شرط و با خوار نمودن خود شخصیت خودش را چنین فدای عشق معشوق می کند :

 

همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت

که رقیب در نیاید به بهانه گدایی

 

آرزوی ملاقات با معشوق روی تخته مرده شوی خانه و خوشوقتی بابت این قضیه توهینی به ساحت عشق است.

 

اما هدف از این مقدمه اشاره به ترانه جدید آقای شاهکار بینش پژوه است که سال گذشته در مصاحبه ای فرموده بودند : " من مبتکر ترانه های ضد عاشقانه هستم . تمام ترانه های ضد عاشقانه بعد از ترانه های " خیالی نیست " و " خیال نکن نباشی " به وجود آمد . این باعث شد که سوژه های ضد عاشقانه به ذهن مردم برسد " ( شماره فلان چلچراغ همان صفحه ای که این مصاحبه چاپ شده ) بله... آقای بینش پژوه در کلیپ جدیدشان در حالی که در پس زمینه تصویر دیزنی لند شعبه پاریس قرار دارد ( که ناگفته پیداست در ارتباط کامل با متن و محتوای ترانه شان است ) می خواند :

 

هی منو تهدیدم نکن که می رم

چقدر بدم بری بدون فریاد

 

فکر می کنی نباشی من می میرم

برو بینیم بابا بذار باد بیاد

 

گفته بودم دوستت دارم ببخشید

خب یه روزی هم ما یه دروغی گفتیم!

 

حقیقتش تا آنجا که ما می دانیم ترانه ضد عاشقانه ترانه ایست که ماهیت تلخ عشق را با وجود ظاهر شیرینش نشان می دهد . این ترانه می تواند صرفا بیان نقطه نظر فرد مادی و شارلاتانی باشد که به اسم عشق صرفا به یک رابطه فیزیکی و زود گذر فکر می کند . در حقیقت این ترانه بیشتر از این که کارکرد ضد عاشقانه داشته باشد رویکردی غیر اخلاقی دارد .

( به خصوص که توسط خواننده خوش تیپ و جذاب و پر احساس و مو قشنگی مثل آقای بینش پژوه اجرا شود )

 

بزرگی می فرماید :

 

تفکیک عشق از کثافت تنها با اراده عاشق ممکن است ...شاید هم با اراده ترانه سرا .

به نقل از وبلاگ ترانه امروز


+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 12:48  توسط سرو(شعر و ترانه)  | 

موسیقی یا معضل!

با نام خدا...

با سلام خدمت خوانندگان محترم وبلاگ ساز و آواز.

بالاخره بعد از پنج ماه راه اندازیه این وبلاگ و با وجود مشکلات و دغدغه های زندگی که همه ی ما به نوعی با اونها دست و پنجه نرم میکنیم تصمیم گرفتم اولین پست خودم رو برای شما دوستان بنویسم.

تو این وبلاگ وظیفه ی من نقد و بررسی موسیقیه. اما خوب در صورتی که موسیقی ای وجود داشته باشه! و درباره ی اون چیزی هم که هست فعلاً حرفی ندارم. ترجیحاً به معضلات اجتماعی میپردازم.

خدا رحمت کنه اصغر-ق رو که اگه الان بود بسیاری ازمردها دستش رو میبوسیدند.(البته مردان!!!)

درسته که مردی و مردانگی به ظاهر نیست و هر کسی در نشون دادن ظاهر خودش باید آزادی داشته باشه.(باز البته فقط آزادی ، نه آزاد بودن مطلق.(سوء تفاهم نشه خدای نکرده!))

اما اگرکمی ، فقط کمی به خودمون فکر کنیم و اصلا هیچ نگاهی هم به گذشته و تاریخ و فرهنگ و اصالتمون نکنیم (این برای اونهایی که میگن گذشته رو بیخیال ، الان چی داریم؟!)میبینیم که در شأن مرد ایرانی نیست که بخواد بند زیر ابرو کنه وخدای نکرده سرخاب سفیداب بماله.(الان اینارو داریم!حالا گذشته رو بیخیال!)

بلههههههههه.... .

نمی دونم چه گناهی به درگاه خدا کرده بودم؟!....که امروزمنزل یکی از دوستان چند تا کلیپ اینوره آبی دیدم.(من تازه اومدم تهرون، استغفرالله ماهواره ندارم. درضمن با هلیکوپتر(چرخ بال) اومدم.)

ماشاالله چه پسرهایی! یکی از یکی خوشگل تر، مرد تر، خوش لباس تر، مو سیخ تر، بعضاً با حیبت(همون هیبت قدیم)، به مدد داروهای بدن سازی و الا آخر در جفنگیات!

من نمیخوام کسی رو تحقیر کنم، اما اکثریت و میبرم زیر سوأل.(حتی خودم!)

وقتی به تصاویر نگاه میکردم ، ناخودآگاه به یاد یکی از فیلمهای کلاسیک سینمای ایران افتادم. اون سکانسی که زنده یاد استاد رضا کرم رضایی تو رویاهاش خودشو همبسترخانم گوگوش در شب زفاف میدید. حالا اون کاراکتر فیلم دیگه خیال پردازی نمیکنه و واقعاً به آرزوهای دست نیافتنیش رسیده. چرا؟...خیلی سادست!... چون وقتی یه آقا پسر نوجوان که هنوز نمیدونه خروس کجا تخم میکنه میادوخودشو کناریه دختر کوچولو که کلی هم آرایش داره میبینه تو یه کلیپ واقعی و البته فوق العاده آماتور، دیگه حتماً منم میتونم بشم بهروز وثوقی!!!...

واقعاً چرا؟...زمین فوتبال نداریم؟...استخر چی؟...کلاس زبان؟...کلاس تقویتی؟...بابا یه توپ پلاستیکی هم نیست این بچه ها برن تو کوچه باهاش گل کوچیک بازی کنن؟...حتماً نیست دیگه!... اما به جاش تا دلتون بخواد میکروفن برای خوندن ونرم افزار(البته کرک)برای آهنگ ساختن ظرف مدت سه سوت!!!!

اگه بود نوجوان ما موهاشو سیخ نمیکرد ، اون یه ذره ریش و انگولک کنه و اون یه ذره موهای بدنشم بزنه،(البته موهای سینه و دستاش،باقیشم ندیدم و الا حتماً میگفتم!!!) بعد، یه گردن بند کلفت بندازه گردنش با یه مشت خنزل پنزل تو دست و بالش و مدام ،روبروش، توهوا، انگشتاشو مثله افلیج ها کنه،خط و نشون بکشه واسه بدی های روزگار.(سبک خاصی از موسیقی فعلا ً مد نظرم نیست.) فقط اینو نفهمیدم که چرا عینک آفتابیشو بر نمیداره؟! البته یه جاهایی که باید فرم برداشتن ابروها به رخ دخترهای محله کشیده بشه تدوین گر یه کوچولو صورته نحیف آقا رو که کلی هم تو قیافه های خشن سیر میکنه، بدون عینک نشون میده.(البته عوامل پشته صحنه هم خیلی حرفه ای هستند. الالخصوص کارگردان وکسی که قصه ی کلیپ رو نوشته!!!)

این از نوجوانان درزمینه ی کلیپ. حالا خودتون این چیزی که من گفتم و مبنا قرار بدید تا به نظرات من در مورد بزرگترهاشون برسید.(تره به تخمش میره، حسنی به باباش...)

از حق نمیگذرم، کارخوب هم بود البته بعد ازده تا کلیپ که دیدم، یکی ،که اونم وسطش برق رفت!...

خیلی خوب....بهتره کمی آرامشم و حفظ کنم!!!...

منم مثل شما ایرانیم، جوونم، موسیقی گوش میدم، محدودیت دارم،محرومیت دارم وخلاصه با شماها زندگی میکنم و...

اما ای کاش اون هایی که واسه حفظ فرهنگ ، ارزشها، ناموس، شرف، مردانگیها و.... این مرز و بوم جونشون روعاشقانه فدا کردند، سرشون رو از خاک بیرون بیارند، و من رو ببینند، که دارم چقدر قشنگ از خجالتشون در میام.(از هیچ چیزی هم دریغ نمیکنم اگه بیشتر رو ببینم!)

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاة... .

+ نوشته شده در  شنبه 18 آبان1387ساعت 14:10  توسط امیر محمدی(موسیقی)  | 

ترانه دیوار کوتاه موسیقی ایران

درود
در موسیقی ایران دیواری کوتاهتر از ترانه و ترانه سرا نیست.با اینکه اولند به زحمت در آخر دیده می شوند(البته اگر دیده شوند!)
وقتی در ترانه های زیر زمینی با صدایی نه چندان دلنشین تنها می شنویم:
(The Vocal by...)
وعوامل دیگر وجود خارجی ندارند.
به قول یکی از دوستان "بهتر که نام شاعر را نمیگویند،چون در بعضی موارد نام شاعر واقعا زیاده،همین که خودشونو خواننده می دونند نهایت اعتماد به نفس است"
دلم برای موسیقی و ترانه میسوزد.
نه اینکه خودم را ترانه سرایی بزرگ بدانم،نه!
اما وقتی هر کس که در صحبت های روزمره ،غیر ارادی دو کلمه هم قافیه استفاده میکند، در سر رویای شاهنامه ای پر بار می پروراند،یا با اولین فریاد ،خود را هم سطح فرهاد میبیند یا... نمی شود بیش از این توقع داشت.ای کاش ارزشمندها با ارزش شمرده شوند.
خیلی نا راحت شدم وقتی شنیدم خواننده ای پر آوازه ارزش یک ترانه را حتی این ندانسته که از ترانه سرای آن برای اجرا کسب رخصت کند تا ترانه سرای شعر باخته بگوید:
 !"تو نمیدانی خواننده ی واقعی "هق هق"  چقدر گریه کرد وقتی هق هق را با صدای تو شنید
هیچ نمیدانم فقط بدان که نفرین و آه مثل گردباد بدورت می پیچد بزودی زود!البته که تو به هیچ چیز اعتقاد نداری!"
چه ساده! چه ساده می توانند همه چیز را زیر پا بگذارند. اعتبار،احترام و احساسات.
حتما برای پول و حتی شاید برای اعتبار چنین نمی گوید، بلکه برای احساساتی می گوید که درصدایی بی احساس جلوه و رنگ و بویی دگر میگیرد.
تورا می فهمم ،مطمئنا "هق هق" خود ناله ای سر داده وقتی خود را در آوایی سرد حس کرده!
اولین بار نیست،امیدواریم آخرین بار باشد.
دگر نمی دانم چگونه بگویم اما...
ترانه یعنی عواطف. عواطف را به بازی نگیرید.
به امید موفقیت"سرو"
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 17:27  توسط سرو(شعر و ترانه)  | 

این پست فقط یک نظر شخصی است!

درود

در چند وقت اخیر آهنگهای سبک رپ در بین جوانان ،نو جوانان و حتی کودکان طرفداران خاصی پیدا کرده است، و می توان گفت بیش از 60% جوانان به این سبک علاقه مند هستند.

اما دلایل موفقیت این سبک:

1-از نظر موسیقی من تنها دلیل این محبوبیت رو جدید و در نوع خودش نوین بودن این سبک میدانم، چون مدتها بود که فقط آثار پاپ و سنتی به گوشمون میرسید.

2-اما به نظر من دلیل اصلی موفقیت رپ ترانه ها یا اصطلاحا" text ها میباشند.زیرا اغلب این سروده ها به صورت ساده و به زبان عامیانه بیان شده اند و از نظر مضمون بیشتر مسائل اجتماعی را به عنوان هدف اصلی در نظر گرفته اند.(نظیر کمبود امکانات ، بیکاری در جوانان ،ارتباط با جنس مخالف و...)و همین سادگی و بازگویی مسائلی که مردم هر روز با آنها برخورد دارند باعث جذب مخاطب به صورت وسیع شده است.

اما در بعضی موارد اشعار(البته شعر نامیدن این گفته ها اشتباه است اما چاره ای نیست) بسیار زننده و بی محتوی هستند،که این مسائل باعث زیر سوال رفتن این سبک می شود.پس امید است تا جوانانی که خود را پایه گذار این سبک در ایران می دانند و یا قصد پیروی از این سبک را دارند به شخصیت و هویت خود دقت بیشتری کنند تا گفته های بهتری داشته باشند و تاثیرگذار تر باشند.

+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 22:56  توسط سرو(شعر و ترانه)  | 

این پست فقط یک نظر شخصی است!

درود

بالاخره تصمیم گرفتم اولین مطلب وبلاگ رو بنویسم-با گذشت دو هفته از تاریخ ثبت وبلاگ-

پس بی مقدمه میریم سر اصل مطلب:

آثار زیر زمینی به دلیل اینکه وقت کمتری از تهیه کنندگانشون میگیرند-نیازی به صرف وقت برای گرفتن جواز اجرای شعر و آهنگ  نیست- و همچنین دارای این قابلیت هستند که به صورت تک آهنگ وارد بازار موسیقی* شوند، باعث می شوند تا کار کسانی که با توجه به قوانین سعی در انجام کار موسیقی و عرضه آلبوم دارند (شاید حدود 9 ماه وقت می گذارند)،کم ارزش تر میشه.

شاید کاری که به صورت غیر مجاز وارد بازار می شوند کاری قوی و پرمحتوا باشد،اما امکان دارد ای خلاقیت را کسی زودتر به خرج داده باشد،اما با توجه به موانعی که برای عرضه کار مجاز پیش رو دارد،دیرتر خلاقیت خود را به نمایش بگذارد و حتی در بعضی موارد به تقلید هم متهم بشه.

به امید روزی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که در راس این هرم قرار دارد برای جلوگیری از پایمال شدن حق و استعدادها چاره ای اندیشه کند.

به امید موفقیت "سرو"


*:که معمولا" سودی جز شهرت برای تهیه کنندگان کارهای غیر مجاز یا اصطلاحا" زیر زمینی ندارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 22:25  توسط سرو(شعر و ترانه)  |